پس از رواج نظریه های نیما در شعر معاصر، به مرور تحولات عمده ای در قالب غزل ایجاد شد و نوآوری هایی متناسب با عصر تجدد در شکل و محتوا و زبان و بیان آن رخ داد؛ تا جایی که کم کم جریان غزل نو شکل گرفت. شاعران این جریان در حوزه های مذکور برای غزل، تحولات چشمگیری را رقم زده اند. یکی از غزل پردازان نوگرا، منوچهر نیستانی است که با توجه به زمان ارایه غزل هایش جا دارد او را از پایه گذاران تحول در غزل فارسی به شمار آوریم و بپرسیم در غزل های این شاعر کدامین گونه های نوآوری وجود دارند؟ هدف این پژوهش آن است که با روش توصیفی-تحلیلی، چگونگی حرکت نیستانی به سوی نوسازی غزل فارسی تبیین شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که او در شکل بیرونی غزل، نوآوری های قابل ملاحظه تری دارد و از جمله آن ها تحول در شکل نوشتاری، علایم سجاو ندی، تعداد مصراع های بیت، تعداد ابیات، تکرار بیت، وزن و قافیه است. علاوه بر این، تلاش های این شاعر برای نوآوری در شکل درونی غزل، مورد تحلیل قرار گرفته است و برای این منظور، به واکاوی کاربرد روایت، صور خیال تازه، پارادوکس های جدید و تناسب های نو در غزل وی پرداخته ایم. بیشتر این نوجویی ها، نخستین بار، در غزل وی ظهور کرده اند و از آنجا به غزل نو راه یافته اند.